تبليغاتX
شهرزاد ارحمی پور
میان این فریم
هایکو.طرح.سپید.آنچه در این فریم میگنجد
85/01/03
بهار مسخره...

من دلم می خواهد زمین را خفه کنم

و مسمومش کنم از گل های خودروی سمّیِ قشنگ

من از درختان پر شکوفه ی مسخره

و از کوچه های مست از آبشار طلایی

و از گلدان های شمعدانی بدبوی بی خاطره

و از تمام باغچه های بنفش و زرد و سفید بی دغدغه

خوشم نمی آید

من از تمام این بهار پر غرور بی همه چیز

که خودش را در کمال مسخرگی

عروس فصل ها لقب داده

حالم به هم می خورد

من از شکوفه های دورو و دو رنگ خانه مان

و از پیچک هایی که مثل طناب دار

چمبره زده اند دور نردبان

و نمی گذارند که به آسمان برسد

انتقام می گیرم

من در آرزوی مهر و آذر و بهمن

برای این بهار تازه به دوران رسیده ی احمق

گور می کنم

و چشم انتظار باغی می نشینم

همه نارنجیِ برگ

همه سرشار کمال

همه بارانی و سرد

مملو از شور حیات .

 

۲)...

امروز متولّد شد

سالی

از نطفه ی ثانیه و ساعت

و تو باز می توانی

بر بالای بلند ترین بام شهر

تلاش کنی که دوباره

آدم ها را از یک بشماری

راستی کجاست

حجله گاه ابدیّت سرشار؟؟؟

+ شهرزاد ارحمی پور