روانکاو
روان مرا نمیکاود
می جود
و می پرد بی وقت
روی پشت بام شیروانی ام .
حالا خر بیار و ببند بار مرا
به خواب اوران مقدس
در این بگیر و ببند
هیچ چیز به جز من چکیده نمیشود
روی دفترچه بیمه ام .
۲)
فوتی به خاکستر
داغ مرا الک کنید
می خواهم گر بگیرم
گر : آتش
1-)
بنوازم
در قانونی که بی بند یخ زده ام
باد زمستان.
2-)
گواه روشنی دارم
چشم های تیره ای
دنیای من ده پلّه ی خاکستری انگار
3-)
از تو نوشتن شیرین
از تو نخواندن تلخ
بی مزگی برای تو شیرین
بامزه بودنت برایم تلخ
4-)
آسمان آبی
چشم تو باز
آسمان تاریک
چشم تو خواب
5-)
نردبان را
کنار آفتاب بگذارید
که دست من به دامن خدا نمیرسد
و من درهفته نامه ادبی نوشتار .
ممنون از محبتشان و لیلای عزیز که دوستش دارم و شعرهایش را .