تبليغاتX
میان این فریم
میان این فریم

هایکو.طرح.سپید.انچه در این فریم میگنجد

دنیای کودکی اتاقم
در  انبوه خاطره ها گم می شود
سپیدی یک ذهن در اتاق
با نم نم ترانه ی من پر می شود
در نور های اندیشه و بلوغ سرخ
یک نقطه در سپیدی دیوار
 گم می شود
یک سطح مملو از تعادل نور
با هاشور های سفید پر می شود
یک نقطه ی سفید
با یک نقطه ی بی رنگ
پنجره های اتاق مرا تشکیل می دهند
که در حاشیه های اتاق
گم می شوند .
توازن بی کنتراست بی معنی
با ضربه های سفید ها و سفید ها و سفید ها
پر می شود .
تا انتهای یک خط بی رنگ می روم
آنجا که خط
در فضای سه بُعدی گم می شود .
تا انتهای یک خزان رنگارنگ
در رویای پنجره های اتاقم
گم می شوم .
یک نقطه مرا تا اوج می برد
نقطه ای که در سپیدی دیوار
گم می شود
و من در فضای اتاق بی اشباع
پر می شوم .
شاید به خاطر خلوص فصل ها
اسکیس های فکر هایم را
خط می زنم
و در آینده های جوان
گم می شوم
یا در فضای جنون رنگ فکر ها
با فرم های خسته کننده پر می شوم .
شاید در اتاق های خانه گم شدم امّا
در پیچک بی نور اتاق کودکی ام
پر می شوم .
یک حس ابلهانه مرا وادار می کمد
تا در شکست ثانیه ها گم بشوم .
من با قبول حرف های دو بُعدی
با وعده های خیالی پر می شوم .
از فصل کودکی ام جدا می شوم
و در فضای تک بُعدی دیوار گم می شوم .
شاید اگر روزی سر عقل بیایم
از دیوار های اتاقم عکس بگیرم
و عکس ها را بِرنینگ کنم
تا از عقده های درونی پر بشوم ...
نوشته شده در 85/02/12ساعت توسط شهرزاد ارحمی پور| |